دلم یک کوچه میخواهد بی بن بست در سرزمینی آرام و سرسبز و بارانی نم نم

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

 

 

دلم گرفته از ازدحام غریبه ها از مردمانی که نمی شنوند از آنها که نگاه را هرگز نفهمیدند دلم گرفته نه از بودن آنها که از ماندن خود من از سایه ی بی قرار خودم در اینجا خسته ام

 

دلم یه سماور می خواد ..قل قل قوری چینی روی سماور ذغالی

دلم یه حیاط می خواد  پر از گلدون های شمعدانی تو ی خونه ی نقلی قدیمی کوچه باغ تنهایی

دلم سکوت می خواد ..تو یه شب بارونی غرق در رنگ های بومی خیالی

 

 

دلم یک کوچه میخواهد بی بن بست  در سرزمینی آرام و سرسبز و بارانی نم نم و خدا که کمی با هم راه برویم همین

 

 

فالله خیر"حافظ"

/ 0 نظر / 7 بازدید